کتاب سختی کارهای سخت

معرفی کتاب «سختی کارهای سخت» نوشته بن هاروویتز

با سلام و درود، قصد دارم تو این مطلب به معرفی کتاب «سختی کار های سخت» نوشته ی بن هاروویتز و ترجمه ی سعید قدوسی نژاد  از انتشارات آریانا قلم بپردازم (خرید کتاب از سایت آریانا قلم ).

آشنایی با کتاب :

این کتاب رو اولین بار داخل سایت متمم باهاش آشنا شدم و جزء کتاب های معرفی شده توسط متمم بود،  اون مطلب رو اینجا میتونید مطالعه کنید.

قبل از خرید کتاب نقدهایی بر کتاب خوانده بودم و بعدش اقدام به خرید کتاب کردم، با توجه به نقد هایی که خونده بودم موارد زیر را همگی گفته بودند :

  • کتاب ساختارش با توجه به فرهنگ کسب و کار و محیط کسب و کار آمریکایی می باشد. این مسئله داخل کتاب کاملا مشهوده، خب با توجه به اینکه نویسنده از تجارب شخصی خودش تو راه اندازی کسب و کار داخل آمریکا و سیلیکون ولی گفته، چیز بعیدی نمی باشد.
  • کتاب بیشتر مناسب کسب و کارهای حوزه فناوری اطلاعات می باشد. این مسئله مجدد همون توضیح مورد اول هم هست، نویسنده تجارب خودش رو بیان کرده و حوزه کسب و کاری که نویسنده کتاب داشته فناوری اطلاعات بوده.

به نظر من کتاب کاملا روی بحث مدیریت کسب و کار تمرکز داره، به خصوص مدیریت در شرکت های حوزه فناوری اطلاعات، منتهی طوری نیست که اگر حوزه فعالیت شما IT نباشه، نتونید از کتاب بهره ببرید. در تمام مطالب کتاب مشهوده که نویسنده با جون و دل مطالب رو نوشته و دوست داشته باقی افراد از تجربیاتش استفاده کنند.

نویسنده نقش مدیرعامل-بنیانگذار رو داشته و تقریبا تمامی تجاربش در این زمینه را مطرح کرده، از مواردی مثل روش مصاحبه استخدامی تا جذب سرمایه و روش درست اخراج کارمند و مدیران شرکت و روش درست رهبری و مدیریت یک مدیرعامل موفق.

قبل از فهرست و همون ابتدای کتاب جمله ای در یک صفحه کامل آورده شده :

«اگر انتخاب بین گزینه های وحشتناک و فاجعه آمیز را نمی پسندید، مدیر عامل نشوید»

پس مشخصه که  کتاب به سختی های مدیر عاملی و البته روش مقابله و طی کردنشون مخصوصا در شرکت های نوپا پرداخته است.

فصل های کتاب:

کتاب شامل ۱۰ فصل است. سه فصل اول کتاب بیشتر حالت تعریف ماجرا و خاطره مانند دارد و ماجراهای تاسیس شرکت و سختی های کلی و وقایعی که برای نویسنده در زمان مدیرعاملی رخ داده است. اما از فصل چهارم با عنوان «وقتی چیز ها بهم می ریزد»، سرفصل های آموزشی مدیرعاملی شروع میشه و هر فصل شامل زیرفصل هایی میشه که در هر زیر فصل به مسئله ای پرداخته شده و سعی شده برای هر مسئله مثالی عینی از نمونه اش که برای خود نویسنده در کسب و کارش بوده آورده شود. داخل کتاب نقل قول های زیادی از افراد مطرح در توسعه کسب و کار های مختلف آورده شده و اکثر نقل قول ها به خوبی و در جاهای درستی آورده شده است.

فصل هفتم با عنوان «رهبری کردن، حتی وقتی نمی دانی کجا می روی؟» به بررسی و توضیح مهارت های مدیر عاملی، دسته بندی مدیر عامل ها، مطرح کردن دوران جنگ و صلح در مدیریت و چگونگی رفتار درست مدیران عامل در این زمان ها و … پرداخته است

نویسنده در فصل نهم به ماجرای بعد از ۱۰ سال مدیرعاملی اش و تاسیس شرکت جدیدش به عنوان سرمایه گذار پرداخته است و فصل آخر نیز ضمیمه می باشد که شامل دو نمونه سوال است.

جملاتی ازکتاب «سختی کارهای سخت»:

در ادامه تعدادی از جمله های کتاب که به نظرم جالب بودند رو باهاتون به اشتراک گذاشته ام:

رهبری یعنی توانایی کشاندن کسی به دنبال خودت، حتی اگر شده از سر کنجکاوی

بر اساس نقات قوت افراد را استخدام کن نه بر اساس نداشتن قوت ضعف

خیلی از شرکت ها فکر می کنند کارمندان شان آن قدر باهوش اند که نیازی به آموزش ندارند، فکر خنده داری است.

به خاطر داشته باشید هیچ سرمایه گذاری نمی تواند به اندازه ی آموزش، بهره وری سازمان تان را بهبود ببخشد.

همه ی مدیر عامل های واقعاً خوب و کار آزموده ای که میشناسم در بک ویژگی مهم مشترک هستند : در مواجهه با مسائل سازمانی ، پاسخ دشوار را ترجیح می دهند

شاید مهمترین چیزی که از کارآفرینی یاد گرفتم این بود که روی چیزی که باید درستش کنم تمرکز کنم و نگران اشتباهاتی که کرده ام یا ممکن است بکنم نباشم.

تمرکزتان روی جاده باشد، نه روی دیوار. یکی از اولین درس هایی که در مسابقات اتومبیل رانی تعلیم داده می شود این است که وقتی دارید با سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت پیچی را دور می زنید، روی دیوار تمرکز نکیند ؛ تمرکزتان روی جاده باشد. اگر روی دیوار تمرکز کنید، با مغز توی دیوار خواهد رفت. اگر روی جاده تمرکز کنید،  طبق جاده به مسیرتان ادامه خواهید داد. اداره کردن شرکت هم شبیه همین است.

در تجربه ی مدیر عاملی ام دریافتم که مهمترین تصمیم ها خیلی بیشتر از اینکه هوشم را محک بزنند، شجاعتم را در بوته ی آزمایش قرار می دهند.

تصمیم درست معمولا واضح است، اما فشاری که برای اتخاذ تصمیم نادرست وجود دارد می تواند طاقت فرسا باشد. این موضوع با چیزهای کوچک شروع می شود.

عجیب بودنت، پیشینه ات و استعدادت را بپذیر . کلیدهای موفقیت اگر در اینها نباشند، هیچ جای دیگری هم نیستند.

افکار خود را به اشتراک گذارید